|
وخدایی که دراین نزدیکی است... |
نام بلند و باشکوهت از ازل تا ابد، در فرهنگ آفریدگار ثبت است و
القابت تا هماره برای مردان و زنان، نمود وارستگی، ایستادگی، صبر، عفت، نجابت و... همه نیکیها و زیباییهاست. ای مادر آیینه و لبخند، اسوه وقار، قبله دلها، ضریح گمشده، شکوه تاریخ، زینت هستی، آبروی عشق، شفیع شفیعان، سرچشمه رحمت، بانوی قیامت، عصمتِ ناب، شکسته استوار، ارمغان «هل اَتی» سرو باغ محمد مصطفی ، الفبای امامت، الهه ایثار، زهره زهرا! بهارها، به دامان تو دخیل میبندند تا سرسبزتر شوند. اسلام، از لبخندهای تو شکوفا شد. خاک پای تو، امنترین جایگاه برای بوسههای ماست. تو آسمانی هستی که سرپناه اسلام شدی. هرجا که عشق درمیماند، به تو متوسل میشود. تو آمدهای تا همیشه بمانی، تو آمدهای تا ماندگار شوی. تو آمدهای تا همیشه شوی. ابدیت، در پای تو پایان گرفت. «إِنَّ فاطِمَه خُلِقَتْ حُورِیهَ فِی صُورَه إنْسِیّه» پیش از خلقت تو بودی. تو چکیده وجودِ خدایی در ذات هستی. نور هستی بر صحیفه امر تجلی یافت و وجود تو در ازل نقش بست. آدم در مقابل نور وجودت به سجده درآمد و علم آموزی نمود؛ آن گاه، به نور کلمات وجودت، از سرگردانی نجات یافت.
این نور، نور شادی ذرات کیهان است؛ نور کوثر: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ» معنای هستی، کره خاک را تا ابد منت دار خویشتن نمود. سپیدهای که تو آمدی تا با نگاه زلالت ما را با وضو سازی، کیهان به طرب نشسته بود. در همان آغاز، سلام به اسلام دادی و دوشیزگان صفا، لبخند معرفت از وجود تو چیدند و درخشندگی نور جمالت، روح پاک خدیجه را به شادترین لحظات هستی، در اوج آسمانها برد. خدا تو را از همه آلودگیها پاک خواست و اوست که تو را به علم از جهل برید. اکنون مصطفی را چه غم که گنج هستی را خدا به او داد. سرّ وجود ازل و ابد را در چکیده تمام زیباییهای دو جهان به مصطفی بخشید؛ کلمه خودش را به مصطفی سپرد و آنگاه، به زیباترین صورتهای وجود، به توصیف او پرداخت: «کوثر»، «قربی»، «اهل البیت»، «شجره طیّبه»، «بحرین»، «شکوه و مصباح و کوکب» و... اکنون تماشاگرِ انس رسول با معنای بهشتیم و معنی بهشتی، همکلام فرشتگان است. [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 16:49 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:....
«هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»
و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.»
گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»
منبع:persianv.com [ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 20:10 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
مدینه! هنوز کوچه هایت
بوی بهار سوخته را می دهد و خشت
خشت خاطراتت، خیس از زلالی آینه های مالامال فاطمه علیهاالسلام است.
هنوز داغ، همان داغ است و نسیم، همان نسیم!
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، دست هایش را با تمام مهربانی ها تقسیم کرد و تو تمام مهربانی پیامبر بودی که: «یا فاطِمَه! مَنْ صَلّی عَلَیْکِ، غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ أَلْحَقَهُ بِی حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْجَنَّة» «دخترم، کسی که بر تو درود بفرستد، خداوند او را می آمرزد و او را در بهشت، در هر کجا که باشم، به من ملحق می کند». سلام بر تو، که روشنایی و نور، تسبیح تو را می گویند و آب و آبشار، زلالی اشک های تو را زمزمه می کند! سلام بر تو، ای غربت درخشنده شب های علی علیه السلام ! سلام بر تو، ای تبسم کوچیده از لبان علی علیه السلام ! سلام بر تو، که تمام فرشته ها، فدایی نام تو هستند! سلام بر تو، ای هانیه، حورا، عذرا، سلام بر تو «ام ابیها»! سلام بر تو، که زهرایی و شکفتن شکوفه های نور، با دست های پیوسته تو میسّر است و زمان و مکان با بودن توست امکان پذیر! اللهم صل علی فاطمه و ابیها وبعلها وبنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما اهات به علمک. [ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 15:0 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
![]() سيّد علي خان در كتاب شريف «الكلم الطيّب» ميگويد: اين دعاي ارزشمندي است از امام زمان(ع) براي كسي كه چيزي ازاو ضايع گشته يا حاجتي دارد؛ بنابراين شخصي كه خواسته يا مشكل مهمّي دارد، بايد اين دعا را بسيار بخواند:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ. «أنْتَ اللهُ الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ، وَ بٰاعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ، وَ أنْتَ الله الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْهٰا. أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذٰا دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَليٰ نَفْسِكَ أنْ تُصَلِّيَ عَليٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تَقْضِيَ لي حٰاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ، يٰا سَيِّدٰاهُ، يٰا مَوْلٰاهُ، يٰا غِيٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَليٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، يٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، يٰا سَميعَ الدُّعٰآءِ،إنَّكَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، بِرَحْمَتِكَ يٰا أرْحَمَ الرّاحِمين؛
به نام خداوند بخشندة مهربان تو آن خدايي هستي كه جز تو معبودي نيست؛ آغازگر و بازگردانندة آفريدگان هستي و تويي آن خدايي كه جز تو معبودي نيست؛ تدبير كنندة كارها هستي و هر كه را در قبرهاست، برميانگيزي؛ تو همان خداي يكتايي هستي كه جز تو معبودي نيست؛ تنگ گيرنده و گسترانندة هستي و تو آن، خدايي هستي كه جز تو معبودي نيست و وارث زمين و ساكنان آن هستي. از تو درخواست ميكنم به واسطة نامت كه هرگاه بدان خوانده شدي، پاسخ دادي و هرگاه بدان وسيله از تو درخواست شده، عطا كردي و به حقّ محمّد و اهل بيت او و به واسطة حقّي كه براي ايشان بر خود واجب ساختهاي. از تو درخواست ميكنم تا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستي و حاجتم را برآورده سازي؛ همين ساعت، همين ساعت اي آقاي من؛ اي مولاي من؛ اي فريادرس من؛ از تو ميخواهم به واسطة تمامي نامهايي كه خويشتن را بدان ناميدهاي و آن را در دانش پنهانيت نزد خود نگه داشتهاي؛ كه بر محمّد و آل محمّد درود بفرستي و در رهايي ما از اين گرفتاري و سختي شتاب كني. اي دگرگونكنندة دلها و چشمها؛ اي شنواي دعا؛ به راستي كه تو بر هر چيزي توانا هستي؛ به واسطة رحمتت اي مهربانترين مهربانان». [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 21:21 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
فاطمه جان! آمدنت را بهخاطر میآورم؛ تو را از بهشت آورده بودند. یادت
میآید؟! پدر، چهل روز هجران دید؛ راست میگویم، فاطمه جان! از خلوتِ «حرا» بپرس! و مادر، چقدر رنج کشید از زخمزبانهای زنان قریش و بنیهاشم! و «مریم» آمد؛ و «آسیه» و «ساره» هم بودند؛ و همه اینها فقط بهخاطر تو بود. تو آمدی و تا واپسین روزهای زندگیِ مادر، با او بودی. آن روزهای تلخ اسارت را بهخاطر داری؟ چشمهای مادر، سنگین شده بود و تو در کنارش بودی. انگار تو مادر بودی و او فرزند! همانسان که «مادر پدر» نیز شدی و مادر فقط چند روز پیش از آزادی، پرواز کرد! چقدر رنج کشیدی، فاطمه جان! پیش از هجرت... و چقدر محجوب بودی، آنگاه که به خانه علی علیهالسلام رفتی. و تو ـ هیچگاه ـ از او چیزی نخواستی. چقدر مظلوم بودی! و چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلومتر. و آنگاه که پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شکست. هیچوقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم. پدر که گریههایت را دید، در آغوشت کشید؛ هر چند خود نیز میگریست! راستی! نگفتی پدر، برایت چه گفت؟ چه زود او را فراموش کردند و حرفهایش را! چه زود، تو را خشمگین کردند و خدا را. آمده بودند تا علی را بِبَرند. یادت میآید؟ هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را میآزارد. هر چند، هیچکس نمیخواهد تو را به یاد بیاوَرَد، اما من شهادت میدهم خونِ تو را و کودک نیامدهات را و «فضه» نیز با من همزبانی خواهد کرد آغوشِ گرم و خونینت را. تمامِ مظلومیت، در چشمهای علی علیهالسلام جمع شده بود و ریسمان، فریاد را در گلویش میشکست. دیگر وقتِ نشستن نبود. انگار پیامبر بود که برخاست و از پسِ پرده ـ در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛ برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛ هر چند کودکانت را در برابر دیدگان اشکبارِ علی علیهالسلام در آغوش گرفتی؛ هر چند علی علیهالسلام ۳۰ سال، تنها شد؛ هر چند... . محمد صورت و علی هیبت زهرا علیهاالسلام ، بهارِ رسالت را در آستین داشت و گلاب ولایت، از دیدگانش فرو میچکید. مرد آفرین بانویی که طنین فریادش، بتخانهها را درهم میشکست و دستانِ سبز و مهربانش، بوسهگاه همیشه پدر گشت. خدایش از گُل و آیینه و لبخند آفرید، تا آفریدگانش، یازده گُلِ سُرخش ببویند. بهشتی سیرتی که محمد صورت بود و علی هیبت. «اُم اَبیها»ی عشق؛ زندهترین زنان و روح مسیحای زمین و زمان که سکّان شفاعت را در روز حشر، به او سپردهاند. روزی که هر فریادگری، چشم به فریادرسی دوخته و دست التجا به دامنش میزند، تا از هول رستاخیز، رها گردد؛ که ناگهان، آفتاب عشق، تابیدن میگیرد. ارمغان «هل أتی» نام بلند و باشکوهت از ازل تا ابد، در فرهنگ آفریدگار ثبت است و القابت تا هماره برای مردان و زنان، نمود وارستگی، ایستادگی، صبر، عفت، نجابت و... همه نیکیها و زیباییهاست. ای مادر آیینه و لبخند، اسوه وقار، قبله دلها، ضریح گمشده، شکوه تاریخ، زینت هستی، آبروی عشق، شفیع شفیعان، سرچشمه رحمت، بانوی قیامت، عصمتِ ناب، شکسته استوار، ارمغان «هل اَتی» سرو باغ محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله ، الفبای امامت، الهه ایثار، زهره زهرا! محبت انفاق در راه خدای مهربان و تلاوت قرآن را نصیب دلهامان گردان و از سر احسان، ما را به کاروانِ شیعیانتان برسان. چاره ای جز صبر نیست..... http://fatemiyat.blogfa.com :منبع مهدی خلیلیان
[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 0:33 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
گل خوشبوی هستی! خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...
نور چشمم! نمی دانم انتظار ما از چه ها حکایت میکند.... حکایت دل شکسته و چشمان تر و منتظر و آه غروب های جمعه ولی پس دیگر گناه چرا؟مگر ما دلسوخته نیستیم؟ مگر ما چشم به راه نیستیم؟مگر با آمدن نام زیبایت دلهامان به رعشه نمی افتد؟گفتم انتظار ما عجیب است!!!!!
امید هستی!نغمه وجود!
وای بر ما از بی وفایی هایمان!چه وقتها که با دل شکسته برای ما دعا کردی و چه وقتها که در گوشه ای غریب شفاعتمان کردی و ماچه کردیم؟
هر چه در توان داشتیم گناه کردیم و هر از گاهی به وقت گرفتاری گفتیم یا مهدی دل تنگیم!منتظریم!غریبیم!.... به خداوندی خدا برایت کم گذاشتیم و به در گاه خداوند شرمنده ایم!
بهار دلها! اینک که گل از گل شکفته و زمین بی جان جانی دوباره گرفته.....
دیگر نخواهم گفت بهاری شو چرا که تو بهار مطلقی و این ماییم که در خزان و هجران مانده ایم. دیگر نخواهم گفت که ظهور کن چرا که تو ظاهر وحاضری واین ماییم که از غفلت در غیبت مانده ایم. دیگر نخواهم گفت که جمعه است و منتظر و مشتاقم چرا که تو از ما مشتاق تری واین ماییم که تو را از فرط گناهانمان در انتظار گذاشته ایم. کاش به جای گله از دیر آمدنت فقط دمی به خود می آمدیم و می دیدیم که این ماییم که دیر کرده ایم. کاش در دفتر تقویم روزی به نام روز آشتی با امام زمان رقم می خورد.دانم که تو با احدی قهر نیستی ولی هستند کسانی که دلهاشان از تیره روزی سخت شده و نیازمند اختلاط با امام عصرشان هستند. کاش در جمعه هایمان یک جمعه به نام جمعه مخصوص منتظران رقم می خورد. کاش در برنامه هایمان فقط و فقط سالی یک بار دقیقه لحظه دعا برای مولایمان داشتیم همانطور که لحظه تحویل سال نو داریم. کاش و کاش فقط یک روز در سال به نام روز انتظار اختصاص می یافت... کاش در مدرسه هامان کتاب عصر انتظار تدریس می شد مگر غیر از این است که ما نسل منتظریم؟!!!!! ای چشم وچراغ هستی! ما حتی از روزها و دقیقه ها و کتاب ها و ثانیه هامان برای تو دریغ کردیم ولی باز نشستیم و با کف خالی گفتیم ما منتظریم که تو بیایی....
بیش از هر وقت دیگر فقط شرمنده ایم....... وباز کرم مولایم که وعده حتمی خداست و چشم وچراغ هستی! مولایم در این سال جدید از دل دریاییت برای ما دعا کن تا دمی به خود باز آییم و برای ظهورت منتظر نباشیم بلکه برای ظهور تو آماده باشیم.
از خداوند منان ظهور امام عصر ارواحنا فداه وآمادگی ما برای یاری امام عص(عج)را خواستارم. اللهم عجل لولیک الفرج
[ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 16:40 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
همزمان با ظهور اسلام، بسیاری از سنن
غلط همانند آتش پرستی و منع دفن مردگان از بین رفت ولی نوروز به
عنوان یك جشن ملی باقی ماند. حتی پیشوایان دینی آن را حیاتی
دوباره بخشیدند و آن را به دعا و نیایش آراستند. دكتر شریعتی در این
باره میگوید: اسلام، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را
با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون
داشت... نوروز كه با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت..
معلی بن خنیس میگوید: در نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم، فرمود: این روز را می شناسی؟ عرض كردم قربانت گردم این روزی است كه عجم آن را بزرگ می شمرند و به یكدیگر هدیه می دهند.. حضرت فرمودند: قسم به بیت عقیق كه در مكه است، این نیست مگر به جهت امری قدیم كه برای تو تفسیر می كنم... نوروز روزی است كه خداوند از انسان ها پیمان گرفت كه بندگی او را گردن گذارند و به پیامبرانش ایمان آورند و دستورهای آنان را بپذیرند. آن نخستین روزی است كه خورشید بتابید و بادهای باردهنده وزیدن گرفت و گیاهان روییدن گرفتند. آن روزی است كه فرشته وحی بر پیامبر(ص) نازل گردید و ابراهیم خلیل(ع) بتها را درهم شكست. روزی است كه امام علی(ع) بت های روی خانه كعبه را به زیر افكند و همچنین كشتی نوح پس از طوفان بر كوه جودی قرار گرفت و آن روزی است كه قائم ما در آن روز ظهور خواهد كرد. و باز معلی بن خنیس از قول امام صادق (ع) نقل می كند كه همانا نوروز روزی است كه پیامبر(ص) عهد و پیمان ها را برای امیرالمومنین(ع) گرفت و آن روزی است كه حضرت بر اهل نهروان پیروز شد. در مفاتیح الجنان از قول امام صادق (ع) آمده است: چون نوروز شد، غسل كن و پاكیزه ترین جامههای خود را خوشبو گردان و در آن روز، روزه بدار و چون از نماز پیشین فارغ شدی، چهار ركعت نماز بگزار و بعد از نماز، سجده شكر به جای آور....آمده است كه در هنگام تحویل سال این دعا را بسیار بخوانند: یا مقلبالقلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.ما این دعا را با كلامی نغز از زبان مولای متقیان امام علی (ع) می آراییم، آنجا كه می فرمایند: .[خدایا] با بهاری پر ابر و ابری پر باران، آب رحمت خویش را بر خاك خشك ما و بر گیاهان پر بركتت فرو ریز، تا به باران درشت و بسیار آن، ابر مرده، زنده و خاك خشك، خرم و سبز گردد.آمین
[ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 16:39 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
کتاب بحار الانوار جلد2
صفحه149 روایتی را از امام صادق(علیه السلام) جهت نجات از شبهات مهدوی
نقل کرده که برای منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عین روایت امام صادق(علیه السلام) از کتاب بحار الانوار رادر ادامه می خوانیم: عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان میگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبههای عارض شما میگردد؛ پس (در ایام) بدون نشانهای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمییابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند. عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: میگویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا
رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود)
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و
الابصار است، اما آنچنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی
دِینِکَ.»
[ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 16:39 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه 38 سوره مبارکه نور « لِیَجْزِیهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ یَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ» اینگونه می نویسد: معنى جمله " لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا" این است كه خداى تعالى به ایشان در مقابل هر عمل صالحى كه در هر باب كردهاند پاداش بهترین عمل در آن باب را مىدهد و برگشت این حرف به این مىشود كه خدا در اعمال صالح ایشان خردهگیرى نمىكند، تا باعث نقص عمل و انحطاط ارزش آن شود، در نتیجه عمل حسن ایشان احسن مىشود. كلمه فضل در جمله " وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ" به معناى عطاء است، و این خود نص در این است كه خداى تعالى از فضل خودش آن قدر مىدهد كه بیش از اعمال صالح آنها می شود. از این آیه روشنتر آیه 35 سوره ق است که مىفرماید:" لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ" هر چه بخواهند و تصور کنند ما به ایشان می دهیم و نزد ما پاداشهایی دارند فراتر از تصورشان. و این پاداش زیادى غیر از پاداش اعمال است و از آن عالىتر و عظیمتر است؛ چون چیزى نیست كه خواسته انسان به آن تعلق گیرد و یا با سعى و كوشش به دستش آورد و این عجیبترین وعدهاى است كه خدا به مؤمنین داده و ایشان را به آن بشارت مىدهد. ( ر.ک: المیزان 15/179-180) گریزی به یک روایت اکنون معنای این روایت قدری برای ما روشن می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ مِنَ اللَّهِ مَكَاناً یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ»؛ به حقیقت که برای علی (علیه السلام) و شیعیان او در نزد خداوند متعال جایگاهی است که اولین و آخرین (تمام) مخلوقات حسرت آن را می خورند.(إرشاد القلوب ج2 ص29 [ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 16:31 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
ازامام صادق علیه السلام وارد شده است
که فرمود:
در تعجبم از فردی که این چهار ناراحتی و اندوه را دارد، ولی به این «چهار تدبیر» پناه نمیبرد: اول - حیرانم از کسی که میترسد، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «حسبنا الله و نعم الوکیل » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا [از میدان نبرد] باز گشتند، در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود» . (آل عمران (3) : 174 ) دوم - حیرانم از کسی که محزون است، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «پس [دعای] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را [نیز] چنین نجات میدهیم » . (انبیا (21) : 88 )سوم - حیرانم از کسی که در دام خدعه و نیرنگ گرفتار آمده، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که ; «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ میکردند، حمایت فرمود» . (مؤمن (40) : 44 ) چهارم - حیرانم از کسی که خواهان دنیا و زینت های آن است، ولی به گفتن این قول خداوند پناه نمیبرد که; «ماشاء الله لاقوة الا بالله » زیرا، خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید: «. . . اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود میبینی امید است که پروردگارم، بهتر از باغ توبه من عطا فرماید . . .» (کهف (18) : 40 - 39 . ) «عسی » در اینجا «موجبه » است . [یعنی پروردگارم بیقین این کار را خواهد کرد] [ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 16:30 ] [ نوای منتظر ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |